کافر شدم
به قلمها و کاغذها کافر شدمبه زبان فصیحی که آبستن میشود و عقیم است، کافر شدمبه شعری که ظلم را متوقف نمیکند
و وجدانها را به حر...
شب
شب که فرا میرسدمادر بزرگ منداستان میخواند برایمانتا برویم به خوابی آرامشیفته است مادر بزرگ منبه راه و شیوهی نظام...احمد مطرترجمه: سع...
رویای خائن
به فرمانروا گفتم: آیا تو ما را به دنیا آوردهای؟گفت: نه ... من نبودهامگفتم: آیا خدایِ بزرگ تو را به خداوندی بر ما قرار داده است؟گفت: م...
نفتستان
همه چیز از دهان افتادهچرا دهان دنیا را چفت نمیکنی؟
مرگ…!
کارخانهی آدم سازیات را متوقف کنسرمایهی خوبی نبودیمهر چه خاک خرجمان ک...
سمفونی گلولهها
کاک آکو، من و تونداریم از سیاست سر رشتهایولی دیدهایم به کجا رفتهاند دیکتاتوران خاورمیانهای
میدانی که…شبی با خاورمیانه خوابیدهر ...