جلوی مرا گرفتند
جلوی مرا گرفتند
چرا که تنها من همچون دیوانگان
میخندیدم به سخنرانی امیر مؤمنان
خندهام به قیمت ده سال(زندان) تمام شد
در اتاق بازجویی از من پرسیدند:
چه کسانی تحریکم کردهاند؟
بازجویی
سَأقُولُ في التحقيق:
كيف غَزَالتي ماتَتْ بسيف أبي لَهَبْ
كلُّ اللصوص من الخليجِ إلى المحيطِ
يُدَمِّرُونَ .. ويُحْرِقُونَ
ويَنْهَبُونَ .. ويَرْتَشُونَ
ويَعْتَدُونَ على النساءِ
بلقیس
و مرگ،
به کمین نشسته در فنجان قهوهمان
در کلید خانهمان
در گلهایِ بالکنمان
میان صفحات روزنامهها
و در حروف الفبا
غول
در عصر برهوت
که میمیرند گنجشکها و سبزهزارها
و میمیرند از نا امیدی اسبها
در عصر پیروزی دروغین
که جنگ طبل و کُرناهاست
در عصر بارداری دروغین